۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

جسد و دیوانه


دوست داری با جسد بازی کنی؟؟ باهاش مهمونی بگیری؟؟؟

خب بازی کن-فقط بزار هوا تاریک بشه-یوهوووو مهمونی توی خنکای شب بزن و برقص توی تاریکی فقط خودتی و یه جسد خشگل-بلاخره به خواستت رسیدی حالا برو یه مشروب بیار تا بخوری همه چی رو تار ببینی بعد خودت رو به اوون راه بزن که اینگار نمیتونی درست راه بری پاهات رو کج روی زمین بزار حسابی تلو تلو بخور-واسه قشنگی هم خوت رو به دیوانگی بزن با دو تا دستت سرت رو محکم بگیر تا همه فکر کنن تو سردرد داری یا مست پاتیلی-دنیا داره دور سرت میچرخه آره؟ آروم آه و ناله کن اینگار که خیلی درد داری و می خوای کسی نفهمه -آروم آواز بخون با خودت حرف بزن یه جوری که کلمات کشیده بشن جوری که انگار به زبونت چسبیدن و سنگینی میکنن- بخون خیلی آرووم خیلی نرم مثل فرشته ها اونقدر که بی حس شی و خوابت ببره-حالا بپر توی آغوشش-خواب خوبی باهاش داشته باشی کنار موش و سوسک و کرم


نه .............................نخواب تو خیلی گرسنته

توی مغزش خونابه جمع شده- گردنش وسوسه کنندست- دندوناش چه سفیده -هی هی چه خوشمزه غذایی بشه این-بدون روغن خام خام بخور موهای سفیدش روهم تف کن تا توی گلوت یا وسط دندونات گیر نکنه

دوست داشتی از روی لب هاش یه بوس بگیری؟؟-یا زبانت رو بکنی توی خونابه های جمجمش-طعم خوبی میده ها؟ برو نون بیار با تف دهنش لقمه درست کن واسه خودت-با قاشق و چنگال گوشش رو ببر-خیلی مقویه اوووووم

حالا که تفریح کردی وو غذاتم خوردی با باقی مونده ی جسد می خوای چیکار کنی؟

انگشتت رو بکن توی سوراخ های کثیف دماغش بعد سرش رو اونقدر شلاقی تکون بده تا گردنش بشکنه-چه طوره که با چکش یا پتک استخوان های مغزش رو پودر کنی؟دوست داری صدای خورد شدن استخوان هاش رو زیر لاستیک های تریلی بشنوی؟یه چاقو بیار بدنش رو قصابی کن این طوری با آناتومی بدن هم آشنا میشی-از دست جسد هم خلاص میشی

حالا بگیر راحت بخواب-همه چی از بین رفته فقط روحش مونده یوهاهاها ها

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر