۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

ذهن من توی کلاس دینی

باز توی یکی از این کلاسایه دینی مینی بودم که اعصابم به فاک رفت
آخه تو استادی یا پشگله گوسفند داشت میگفت-
همان گونه که میدانید جوانانه ما همشون غرب زده شدن چون که آگاهی به اندازه ی کافی ندارند چون که دشمنانه اسلام میخوان اسلام رو از ما بگیرن در صورتی که تو خوده همین آمریکا پر فروش ترین کتابه سال اشعاره عرفانیه مولانا بودش بعدش شروع کرد به گفتن این مزخرفات تا حسه ناسیونالیستیه ما رو بلند کنه گفت که

تنها دلیله عقب افتادگیه ایران اینه که ما گذشتمونو فراموش کردیم و نمیدونیم ما چه برهه ی زمانیه درخشانی داشتیم
بعدشم گفت مشگله اصلی از خانواده ها شروع میشه که به بچه فرهنگه کتابخوونی رو یاد ندادند

یکی نبود بگه که آخه احمق در کشوری که تویه خیابوناش هنوز گشت ارشاد هستش تا مثل حیونا مواظب باشه که کسی مانتش یه وجب کوتاه نباشه کسی کاری خارج از قواعد این
خرمذهبی هایه ظاهربین نکنه تو کشوری که نتونی راحت به خاطره فرهنگ جامعه یا خانوادت با دوست دخترت تو خیابونا قدم بزنی تو کشوری که عشق بازی باید پشت پرده باشه سکس قبل ازدواج هزار مرتبه بدتر از جاهایه دیگه قبیح و عمله زشت باشه (اما خوب این حرف دیگه ماکسیمومش بود ظرفیت میخواد شنیدنش شایدم گفتنش زوده)و

تو کشوری که بیشتر رئیساش فقط یه مشت چابلوسه حقه باز بی کله باشن-سیستم آموزش پرورشش اینقدر ناکارآمد باشه که همه رو از درس زده کنه علاقه به مطالعه به صفر برسه

مهندس و دکترش فقط به فکر پول باشن و دانشجوهاش فقط بخوان پزه یه مدرکه آبرومند رو یدک بکشن
یا سیستم اقتصادیش اینقدر خرتوخر باشه که هنوز نفت حرفه اول رو بزنه

این رو خوبه بدونی تویه کشوری که مدیریت در اقتصادش در منابع کشاورزی مدیریت درهمه و همه جاش نارسا و اشتباه باشه هیچ وقت رشد نمی کنه


خوبه بدونی وقتی یه درختی بخواد به سمته نورخورشید بره اول باید دونشو تویه یه خاکه تاریک پر از کرم و باکتری بندازن چون درخت به این کثافتا نیاز داره تا رشد کنه پس یه انسان
هم باید اول این نیازایه ابتداییش اون نیاز های حیوانیش از غذا گرفته تا سکس برطرف شه تا بتونه از قید تن خارج شه به دنباله نیازایه متعالی ترش بره و همون طور که هدفه درخت میوه دادنشه هدفه انسانم
آزادیه هر چی بیشتر از این جسمه خاکیه و نزدیک شدن به اون روحه روشنه

-پس همه ی این نیازا باید دونه دونه برطرف شه عینه قانونه بالا رفتن از پله که باید دونه به دونه رفت بالا

-به من نگو خیلی ها
تویه همون پله هایه اول میمونن و دچار فساد میشن وتو فحشا و شهوت گیر میکنن یا که جنونه پولپرستی می گیردشون به بالاترها نمی رسن چون این اصلا دلیله این نمی شه که قانونه پله ها رو کنار بزاریم فرد رو از خیلی چیزا
محدود کنیم تا عقب افتاده ای ندید بدید بار بیاد-

و بدونه در نظر گرفتنه نیازایه ابتداییش بگیم پرواز کن یه هو انسانه کامل شو چون اگه همچین آدمایی شکل بگیرن که با محدودیت سالم
موندن چون ریشه شون قوی نیست حتما یه روزی که چشمشون باز شد خودشون از کثیفترین آدما میشن

آره آقا جون هر چی راه داره یه فرایندی داره که باید و باید طی شه-به غیر از اوون
استثناها که تو کویر رشد
می کنند و گل میدن
-میخواستم اینا رو به استاد بگم اما ترسیدم بهم بگه تو منحرفی تو دین ستیزی -پس این شد که دهنمو بستم

حرفه آخر این که من خیلی هم مشتاق پیشرفته کشور نیستم چون معتقدم کشوری که صنعتی و مدرن شه درسته که ازخیلی جوانب بهترمی شه اما به جاش کلی فشارایه فکری و مشکلاته
روانی ایجاد میشه یه
سری آزادی ها ایجاد میشه یه سری از بین میره و بلاخره اینکه همیشه تویه همه جا آدمایی هستن که ناراضی هستن و غصه دارن و آدمایی هستن که شادن و از اون چیزی که هست و دارن راضین.

و اصلانم اهله این
مدل حرفا نیستم فقط خواستم یه پنجره به یه نمایه دیگه باز کنم:پی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر