۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

الاغ:سلطان جنگل


الاغ حیوانیست از گروهه پستانداران که به هیچ احدالناسی هیچ کاری نداره
مثلا کار نداره ماشین دوستش چی هست دوستش چه لباسی می پوشه-مدل موهاش چیه-چقدر پولداره
کار نداره چند تا دوست پسر یا دوست دختر داره
اصلا به هیچ چی حسودی نمی کنه
الاغ اصلا نیاز نداره با کسی دوست بشه اگه تنها بره بیرون تا یه خوراکی نشخوار کنه یا حد اقل یه دوری بزنه بقیه ی الاغا رو تماشا کنه ناراحت نمی شه اگه کسی اسکرتش نکنه و تنهاباشه

بهش بر نمی خوره اگه تو یه جمعی کسی اصلا به حرفاش گوش نده کسی تاییدش نکنه یا اصلا اون جمع به حسابشم نیارن

الاغ وقتی با بقیه ی دوستای حیوونش توی خیایابونه اگه بره به یه مغازه تا مثلا یه چیپس بخره اصلا ناراحت نمیشه اگه دوستاش واسش وایسا نشن به راه رفتنشون ادامه بدن اونو حتی یه الاغم حساب نکنن

الاغ هیچوقت حسه انتقام جویی پیدا نمی کنه-حسه دلزدگی حسه نفرت هیچ وقت حسابی عصبی نمشه اونقدر که بخواد گوشته بدنه خودشو تیکه پاره کنه یا رگشو بزنه یا از یه ساختمون خودشوپرت کنه یا خودشوبسوزونه آتیش بزنه یا یه نفر رو محکم لگد بزنه گازش بگیره رو صورتش تف کنه گردنشو بشکنه خررخرشو بجوه با انگشتاش چشاشو در بیاره بعد سرش بلند جیغ بکشه فریاد بزنه بره

هیچ وقت نیاز نداره به یه چی مشت بکوبه- خوردش کنه
هیچوقت حس نمیکنه که از قافله عقب افتاده و باید به خودش بیاد-خودشو سرزنش نمی کنه از دسته خودش ناراحت نمیشه یا هیچوقت به این فکر نمی یفته که به این زندگیه کثافته لجنیشخاتمه بده

اگه مشروط بشه اگه پیشه دوستاش کم بیاره اگه سرزنش بشنوه یا مسخره بشه واسش فرقی نمکنه
اگه استادش یا باباش یا دوستاش یا حتی خودش و همه وهمه اونو یه موجوده بی بته بی ارده خار وحقیر تنبل بی عرضه ی مرده ی اشغال حسابش کنن
واسش فرقی نمی کنه اگه به هیچ کدوم از خواسته هاشو آرزوهاش نرسه اگه کم بیاره اصلا افسرده نمی شه یه جا کز نمیکنه غم نمی خوره

یه الاغ هیچ وقت سر خورده نمیشه یا طغیان نمی کنه به خدا از شدته داغونی فش نمیده
از دسته خدا به خاطره این که اونم تو سرنوشته کثیفش حتما نقش داشته گلگی نمیکنه اشک نمیریزه

هیچ وقت از خط هایه قرمز رد نمیشه یه الاغ هیچوقت فکره خراب کردنه چیزایه موجود و درست کردنه چیزایی که باید باشن اونو عذاب نمیده
خدایه کهنشو نمیکشه تا یه خدایی از نو بسازه
تو موقعه ی غروبه خورشید دلش نمیگیره
وقتی شب توی یه کوچه تنها راه میره یا داره آهنگ گوش میده هزار جور فکرایه مایوس کننده ی سوزش آور تو سرش ضربه نمیزنه تا خوردش کنه
هیچ وقت در معرضه طوفانایه شدید قرار نمیگیره تا از فرته خستگی یا ناتوانی از همه چی مایوس بشه با هدر دادنه وقتش تو بیکاری یا انجامه کارایه عجیب غریب بخواد از خودش یهجور انتقام بگیره

یه الاغ برایه خواسته هاش صد ها بار از صفر شروع نکرده تا بعدش که به بن بست خورد به تمامه زمین و زمان فش بده بگه گه بگیره این دنیایه فاکیه کثافت رو
یه الاغ هیچ وقت به پوچی نمیرسه سرگردونی نمیدونه چه آتیشیه
نمیدونه انتخاب چیه یا چه تشنجیه گم شدن بین این همه راه- راهایی که همشون بی نهایت ادامه دارن
یه الاغ همیشه الاغه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر